الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

59

منطق مقارن (فارسى)

( موضوع و محمول و متعلقات آنها ) و اين اجزاء معنى و نسبت مزبور مقدمات و شرائط آنند و نه اجزاء آن . كلى و جزئى هر مفهومى « 1 » كه فرض صدق آن بر افراد زياد محال باشد و عقل

--> ( 1 ) - مفهوم عبارت است از معنايى كه از لفظ فهميده مىشود . حال خواه مركب باشد مانند انسان ، و خواه بسيط مانند مفهوم رنگ . و از اين‌جا اشكال سخن صاحب كتاب " مبانى فلسفه ص 206 " معلوم مىشود كه مىگويد : مفهوم عبارت است از مجموعه صفات مشتركى كه يك معناى كلى از آنها تشكيل گرديده است مانند جسم نامى و حساس و ناطق كه روى هم مفهوم انسان را به وجود مىآورند . " اگر ايشان درصدد بيان اصطلاح تازه‌اند ، كه مانعى نيست و اما اصطلاح منطقيان ، همان است كه ما ذكر كرديم و كتابهايشان نيز در دسترس همگان است . ديگر اينكه منظور از مفاهيم ، مفاهيم مستقل است ، و نه مفاهيمى مانند حروف و نسبت‌هاى موجود در فعل كه مفاهيمى غير مستقلند ، زيرا اين‌گونه مفاهيم ، در مفاهيم ديگر فانى هستند ، و اتصاف مفاهيم به كليت و جزئيت ، فرع بر آن است كه خود آنها نخست به نحو مستقل تصور بشوند . آنچه گفته شد ، نظر جمعى از محققان و از جمله صاحب " قوانين " است و ليكن حق اين است كه همان مفاهيم حرفى غير مستقل نيز در بازنگرى و نظر مجدد مستقلا تصور ميشوند و آنها معناهائى هستند كه براى ايجاد نسبت در كلام به كار ميروند . جمعى از علماى اصول نيز تصريح نموده‌اند به اينكه آنها معناهائى جزئى هستند بنابراين مفهوم كه مقسم كلى و جزئى است اعم از مستقل بالاصاله بوده و فعل و حرف را نيز شامل مىشود .